دلم خیلی گرفته....... بهانه گیر شدم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 9:22
از دیروز صبه نمیدونم چه مرگمه .... از دیروز ناراحت این بودم که چرا مبلم این شکلیه چرا اینو تهیهم ینی داشت گریه ام درمیومد داشتم میمردم رو سینم احساس سنگینی میکردم مثل افسرده ها تا امروز صب که با بغض بیدار شدم که تو سایت مزبور گذاشتم همه تعریف کردن منم دلم آروم شد همش عکسای خونمو نگا میکنم تااینکه دی...
بعداز یک سال!! - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 9:22
سلام..بعداز يك سال برگشتم...چقد خوب بود مينوشتم...نوشته هاي گذشتمو خوندم دلم باز شد... از كجا بگم؟؟پارسال بهمن ماه با آشنا رفتم يه شركت كه دولتي نيس ولي خيليا ميشناسن..ميرم تا شرق تهران ..تقريبا روزي ٥ ساعت تو راهم..خيلي زجر ميكشم بخاطر اينكه راهم دوره ولي خوب بخاطر پول و عيدي دندون رو جيگر ميزارم و...
بعداز یک سال - تاریخ: 1405/5/14 ساعت: 20:30
سلام..بعداز يك سال برگشتم...چقد خوب بود مينوشتم...نوشته هاي گذشتمو خوندم دلم باز شد... از كجا بگم؟؟پارسال بهمن ماه با آشنا رفتم يه شركت كه دولتي نيس ولي خيليا ميشناسن..ميرم تا شرق تهران ..تقريبا روزي ٥ ساعت تو راهم..خيلي زجر ميكشم بخاطر اينكه راهم دوره ولي خوب بخاطر پول و عيدي دندون رو جيگر ميزارم و...
بعداز يك سال!! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:39
سلام.. وبلاگ بعداز کلمه يك سال برگشتم...چقد خوب بود مينوشتم...نوشته هاي گذشتمو خوندم دلم باز شد... از كجا بگم؟؟پارسال بهمن ماه با آشنا رفتم يه شركت كه دولتي نيس ولي خيليا ميشناسن..ميرم تا شرق تهران ..تقريبا روزي
کرم ضد آفتاب ! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
بعد از یک سال بالاخره دلمو به دریا زدم کرم ضد آفتاب بایودرما که ضر آکنه و ضدجوش بود رو با پول یارانه ام خریدم اینجا که قیمت کردم 75 بود و نخریدم تا برم معمولیشو بخرم ولی رفتم به آقای آشنا گفتم معمولیشو بیار قیمت پایینتر بشه که اونم رفته برام ضد آکنه شو آورده یهو موندم الان 75 باید بدم داشت میگفت چون...
زلزله کرمانشاه! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
پریشب داشتم با مسود صحبت میکردم یهو قطع شد البته عادت کردیم به این یهویی قطع شدنا 5 مین بعد مسود زنگ زد دیدم صدای شلوغی و هیاهو میاد گفتم مسودم چخبره اونجا گفت برق رفته همه ریختن بیرون تااینکه یکی اومد بهش گفت میزاری منم زنگ بزنم؟ مسودمم گفت نگران نباش هیچی نیس نترس خلاصه گفتم چیشده که مسود گفت همین...
خوشبختی - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
سلام خوب مسود الان 5 روزه اومده خونه اولش که اومد یه لحظه بهم شوک وارد شد که نکنه این مسود نیس خیلی عوض شده بود خیلی ریشش بلند شده بود و یه ذره سبزه شده رفت حموم اومد تازه فهمیدم مسود خودمه شوهرمه و عشقمه اونشب براش لازانیا پختم و خودمم خوردم ولی خیلی کمه دیگه به معدم فشار نمیارم قربون دل پاکش بشم ت...
بازگشت مسودم - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
مسودم امروز رفت.......دلم خیلی گرفته خیلی ناراحتم نگرانم ..... نگران تو راهش / نگران اونجا میترسم دوباره زلزله بیاد ای خدا خودت کنارش باش من فقط دلم زندگیه دوباره مو میخواد من فقط دلم میخواد منو مسود حتی بی پول ولی کنارهم باشیم شب منتظرش باشم بیاد خونه ای خدا خودت مواظبش باش هرچی تو بخوای میشه یه کا...
1 آذر و جملات تاکیدی برای کار - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
امروز از صب که بیدار شدم دلتنگ مسود بودم ولی با فیلم سه دنگ سه دنگ بهتر شدم حداقل و البته نماز اول وقت خوندم خیلی حس خوبی داشتم غروب رفتیم برای آجیلی پارچه خریدیم خیلی احساس خوبی به خودم داشتم هم پوستم صاف شده هم تیپم هم هیکلم از تیپم براتون نگم که کیف میکنم الان کاملا کلاسیک پوشم چیزیکه همیشه دوس د...
دختردایی و ساقدوس جانم - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
امروز یه ذره از عروسی براتون تعریف میکنم من سه تا ساقدوش دختر داشتم که دوتاش دخترداییای عزیزم که خیلی باهم جوریم بودن و یکیشم آجیلیم قبل از عید کلی رفتیم دنبال لباسشونو کلی گشتیم آخر لباس هر 3 تاشون قرمز خوشرنگ شد به این صورت که آستین دار و بالاتنه دانتل مرواریدی و با دامن ساتن لخت که یه ذره حالت می...
دلم خیلی گرفته ....... بهانه گیر شدم - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 17:49
از دیروز صبه نمیدونم چه مرگمه .... از دیروز ناراحت این بودم که چرا مبلم این شکلیه چرا اینو خریدم ینی داشت گریه ام درمیومد داشتم میمردم رو سینم احساس سنگینی میکردم مثل افسرده ها تا امروز صب که با بغض بیدار شدم که تو سایت مزبور گذاشتم همه تعریف کردن منم دلم آروم شد همش عکسای خونمو نگا میکنم تااینکه دی...
یک روز با افسردگی! - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 5:44
امروز از صب ناراحت بودم که چرا مسود کار نداره همش غر زدم گفتم سربازی آخر دنیا که نیس حالا ایشالله معافم میشی ولی قرار نیس تو دوران سربازی کار نکنی که! خلاصه تا ظهر که ساقدوشام قرار گذاشتن برن بیرون منم تو رژیمم بستنی داشتم ولی همش فک میکردم برم کافه
اصول حسابداری - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 5:44
سلام تقریبا یک هفته اس نیومدم چون لپ تاپ دست آبجی بود تو این یک هفته اصول حسابداری 1 رو خوندم و فقط دو فصلش مونده استعدادم دقیقا همینه خیلی خوشحالم واقعا وقتی میرم سمتش انگار پرواز میکنم و دوروز هم ساعت 5 با مسود بیدار شدیم ولی بقیه اش نه اتفاق خاص د
سربازی!!!!!!!!!!!1 - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 5:44
خوب باید بگم که مسودم 1 آبان رفت سربازی! ما روز قبلش بخاطر اینکه پارتی داشتیم بهمون گفت انداختمش سپاه ماهم خوش خیال که تو شهر خودمونه . 1 آبان صب رفت نامه شو بگیره بره پادگان دیدیم افتاده کرمانشاهینی به معنای واقعی داشتم زجه میزدم که مسود من نمیزارم
خاطرات عروسی - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:11
سلاااااااااااااااااااااامممم بعد از 5 ماه که عروسیمون میگذره برگشتم تا روزمرگیهای زندگی شیرینمون رو بنویسممنو مسود عروسیمون خیلی خوب گذشت خیلی خوش گذشت خیلی و بنظر خودمون و خیلیا بهترین عروسی تو فامیل رو گرفتیم فقط روز 13 بدر بابابزرگ مریض شد و بابا گفتن بهتره عروسیو جلو بندازیم و ماهم 9 اردیبهشت عر...
یادداشت های یک عروس! - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:11
بعد ازاینکه عروسی کردیم خونمون نت داشت ولی مودم نداشتیم انقد خرج وقسط داشتیم که مهلت بهش نمیشد و ماهواره هم نداریم پس من به شبکه های داخلی رو اوردیم اون موقع ها بود که تماشا سریال یادداشت های یک زن خانه دار رو نشون میداد و منم اون موقع چقد دلم میخواست خاطراتمونو مینوشتم (بااینکه میدونم وبلاگ هیچ امن...
نذری و وفای به عهد! - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:11
دوسال پیش تو دهه محرم تازه عقد کرده بودیم و هم اوضاع کاری خیلی خوب نبود هم اوضاع مالی ولی من باز از امام حسین خواستم شفاعتمونو پیش خدا بکنه که هم بتونیم خونه بخریم هم بتونیم عروسی بگیریم در عوض من به 14 نفر که بضاعت مالی ندارن عرس پلو خیرات کنم به نیت امام حسینسال گذشته بااینکه عروسی نکرده بودیم ولی...
نذریمون :) - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:11
سلام علیکم چطورین چخبر؟ خوب امروز که بیدار شدم خونه رو مرتب کردم, ماماینا ساعت 12 اومدن مامان زود غذارو گذاشت ولی من خسته بودم نمیدونم انقد روز قبل مهمونی خونه رو تمیز میکنم که روز مهمونی خیلی خسته میشمخلاصه غذارو کشیدیم 18 تا ظرف یکبار مصرف شد یه ناهار مشتی عدس پلو با دوغ و ماست و سالاد شیرازی زدیم...
عاشورا و تاسوعا 96 - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:11
سلام علیکم.شهادت امام حسین رو بهتون تسلیت میگم. پریشب نشستیم فیلم "ربکا" رو که دانلود کرده بودم دیدیم قبلا کتابشو خونده بودم تو دسته ادبیات کلاسیکه و فوق العاده اس البته نه از دزیره و بلندیهای بادگیر و ..... اگر به کتابهای ادبیات کلاسیک علاقه دارین حتما بخونین فیلمشم اگر به فیلم علاقه دارین حتما ببی...
تالار عروسي سربازي!!!! - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
همه چیز درباره عروسی پری و مسوت - تالار عروسي سربازي!!!! تالار عروسي سربازي!!!! حدود ٤ روز پيش ميود فهميد ١ دي بايد بره نيروي انتظامي مرزن آباد سربازي!!!! منكه اوكي بودم ميزونستم اول خداهست بعدم ملي پارتي داريم ولي مسود و مامان داشتن سكته ميكرد.البته بيشتر نگرانيه ما بخاطر كار مسود بود كه اين چندوقت...

برچسب‌های مرتبط

بعد 14 سنة خدمة في ثانوي | بعد 14 يوم من الابرة التفجيرية | بعد 14 يوم من الدورة | شفاي زندگي | شفاي زندگي pdf | شفاي زندگي+لوئيز هي | دلنوشته های تنهایی | دلنوشته های زیبا | دلنوشته های عاشقانه | دلنوشته های غمگین