روح آشفته - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
اينروزا خيلي آشفته ام...زود عصباني ميشم...حوصله ندارم با كسي حرف بزنم...تو سرما ميرم دنبال مدل مبل و خودم نميدونم چند چندم كلاسيك يا اسپرت قيمت رنگ اندازه هيچيرو نميتونم تصميم بگيرم....استرس دارم دايي پول مامانو يوقت نده...مسود بتونه تا عيد ده تومنو جور كنه....استرس تمديد سربازي مسود...تالار يا اون ...
مبل - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
سلام ... من و مسوت 94/7/10 بعد از ۸ سالو ۴۰ روز عقد کردیم.....تو تاریخ 94/2/5 با کلی مشکلاتو در اوج ناامیدی خونه خریدیم....بازهم باتموم مشکلات من انقد بخدا ایمان دارم که میدونم عروس آذر ماه هستم....خوشحال میشم تو این روزا کنارم باشینو به همه چیو همه چیم نظر بدید:*
خاستگار - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
ديشب حالم خوب نبود نتونستم خوب توضيح بدم....سر خريد مبل انقد اذيت شدم كه حد نداره مبليكه من دوس داشتم فروشندش خيلي كنس بود و بابا بي خداحافظي اومد بيرون!!!بعدش گفت اگر ميخواي بريم بخريم منم گفتم نه بابا راستش شهصيت و غرور بابام برام مهمتر بود حالا چيكار كنيم چيكار نكنيم رفتيم پيش فروشنده مهربونيكه م...
عروسيمون هوراااا - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
١٧ تاريخ عروسيمون معلوم شد...روز تولد امام حسن عسگري خيلي خوشحالممممم عروس ارديبهشت شدم ٢٣ ارديبهشت خدارو شكررر باغ تالارمون شد ١٠ تومن برامون بيشتر هزينه برداشت فقط خداكنه با كار كردن جور بشه.......سراميك يه اتاق تموم شد امروزم با مسود دعوام شد ولي مشكلامون حل شد يه رديف حمومم نزديم خيلي يخته كاشيه...
خونمون - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
سراميك اناقا و كاشي حمومو دسشويي تموم شد فقط مونده رنگ.... تا الان ٩٠٠ خرج كرديم...ميخوايم كابينتم سفارش بديم ... الاس عروس روياييمو پيدا كردم با قيمت عالي...كلي كرم گريم تست كردم هيچ كدوم دستمو خوب نكرد چند روز افسرده بودم ولي به معجزه خدا ايمان دارم ميدونم خوب ميشه.....راستي زندايي پول مامانو داد....
پرو ژه و كابينت - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
اولين پروژمو گرفتم ٤٠٠ تومن پول دستم مياد خداروشكر خدير عيدم ميشه....كابينتمونو داريم سفارش ميديم....جمعه نصفه شب ميريم مشهد....دكتر گفته دستم با بيزر خوب ميشه ميخوام برم بيمارستان رازي
خونه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
مبلام رسيد برديمش اتاق چون هم كابينت مونده هم رنگ،كالينتو سفارش داديم شد ٤/٥ ميخواستن نصب كنن چون لوله كشي داشتيم هنوز مونده دو تومنه كابينتو بابا داد بخاطر پول مراسمش بقيه اش چك ميديم براي ارديبهشت....فرش رفتم انتخاب كردم ولي باز مامان ميگه بريم شهر فرش...خيلي خريد داريم ولي پول نيس....پول مسودم جو...
خريد جهاز - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
فرشامو خريدم فقط فرش اتاق خوابمون و آشپزخونه مونده...ملافه هامونم خريدم خيلي گرون شد ٨٥٠!!!!.....كنسول انقد گشتم گشتم آخر امروز رفتم يه مدليو سفارش دادم كه اصلا تاحالا نديده بودمش بهو ديدم خوشم اومد!!يه همچين آزم سرخوشي هستم من اينم شد يه تومن....لوسترمو سفارش دادم هم برنجي هم كريستال داره دوتاش شد ...
لباس عروسمو خويدم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:45
امروز بهداز كلي ناراحتي و غصه الكي لباس عروس رويايي خوشگلمو خريدم...لباسم تركه آمادس خيلي نازه عكسشو بعدا ميزارم شد ٣٧٠٠ بعداز عيد هم ميرم آستين بزارم...بعداز كلي دعوا و ناراحتي و فشار بالاخره تختمو اوردن اونم ساعت ١شب!!...كابينتم تموم شد فقط موند رنگ خونه...تا آخر عيد بيكارمو ميخوام به خودم برسم هف...
جايزه و كافه!! - تاریخ: 1395/8/30 ساعت: 2:05
ديشب مسود نه و نيم رسيد باهاش دعوا نكردم با آرامش رفتيم زود شام خورديم تازه مسود كلي تشكر كرد كه منتظرش موندم باهم رفتيم....امروز با سميرا و سمانه قرار بود بريم كافه...خلاصه من از ديشب از گشنگي داشتم ميمردم ساعت ٣ اينا رفتيم كافه سفارشات ٤ دختر را دقت نماييد:"٢سالاد سزار خوشمزه و لذيذ...٢ تا پاستاي ...
بعد از ١٣ ماه!!!! - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 23:34
امروز بعداز ١٣ ماه با كلي استرس و خونوادگي رفتيم آتليع براي گرفتن عكساي عقدمون!!!از ارديبهشت ماه كه پاي قرارداد ديدم ٢٠٪u200f سود روي قرارداد مياد خيلي از شبهام با استرسش گذشت كه ديشب تصميم گرفتم برم بگيرم ديگه و به اين ترسم غلبه كنم...خدود ٢٠ تا عمس انتخاب كردم بااينكه قراردادمون ١٠ تا عكس بود و حن...
روزشماري - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 23:34
اميدمو اصلا از دست ندادم ميدونم خدا ميده شكرشو كردم اللهم صل علي محمد و آل محمد
شفاي زندگي - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 23:34
كتاب شفاي زندگي رو تموم كردم تصميم گرفتم با رو خودم كار كردن دستمو خوب كنم ميدونم ميتونممممم از خدا تشكر ميكنم اين كتابو سرراهم گذاشت همتون بخونين فوق العادس:)
پريه متحول!!! - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 23:34
از وقتي اون كتابو خوندم خيلي متاثر شدم خيلي آروم شدمركمتر استرس ميگيرم از ذهنم ديگه عروسيه آذرماه رفته بود ولي مسود ديشب داشت ميگفت هنوز اميد داره هيچي نگفتم...نه گفتم چرا..نه گفتم منم اميد دارم ولي تو دلم قيلي ويلي رفت...ميدونم هرچي خدا بخواد همون ميشه منم راضيم به رضاش فقط دوشبه اصلا پيش مسود اينا...
شبه آرومممم - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 2:30
مسود صب بهم زنگ زد گفت ببخشيد ديشب خيلي فك كردم ديدم تو تنها آرامش مني من بدون تو هيچم اشتباه كردم اونجوري گفتم تو همه كس مني...منم ديشب خيلي دلم براش تنگ شده بود گفتم باشه بخشيدمو اين حرفا..امروز يلدوك (٤سالشه)كنارم بود باهم نقاشي كرديم كارتون ديديم تا آجيلي اومدو نگهش داشت...وقتي ميخواستم بخوابونم...
يعالمههه خريدددددد خيلييييي زياااااد خيلياااااااا - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
سلام اول از همه بگم الان يهو اومدم تو پنل ديدم إ دوتا نظر دارم رفتم رو ابرا چقد مهربون هنوز هست مرسي از اميدايي كه بابت دستم لباس عروسم عروسيمون خوشبختيمون ميدين...دوستون دارممم...خوب حالا از كجا بگم اول از دستم بگم كه خبراي خوش تو راهه... مسود چند شب برام رگ گيري ميكرد يجور تو طب سنتيه كه رگو انگار...
دوباره برادرشوهرو جاري وارد زندگيم شدن!!!! - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
٢رور پيش جناب برادرشوهر(بيل(اسم رمزي!)) زنگ زدن كه پري بيا سه نفري منو مسود و خودشون(جاريم نيس يني)باهم صحبت كنيم كدورتهارو از بين ببريم منم گفتم من كدورتي ندارمو به مسود ميگم خبر بده...به مسود زنگ زدم با يه حالتيكه قبلا درجرين بوده گفت چيشده و اينا منم گفتم من نميام وقتي جارو نيس خودت برو اونم دعوا...
دومين عاشورا تاسوعا .... كنارهم:) - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:41
سلام شهادت امام حسين مهربون و تموم ياراي وفادارشو بهتون تسليت ميگم...برامون دعا كنين تا ده روز ديگه اگه سي تومن پول جور نكنيم عروسيمون ميره براي اسفند ماه:(ناراحت ميشم اگه اون موقع بشه...امروز صب مسود رفت سركار يهركارخونه كه تابلو برقه خطه توليدشو بسته بود ولي ديروز نموم نمشد موند براي امروز...منم ب...
اولين نذري زندگي مشترك!! - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 4:11
پارسال محرم بود درگيره خاله زنك بازيه جاريو برادرشوهر بوديم...تموم برنامه هامون روياهامون درگير شده بود چون اول راه بوديم...شب عاشورا بود..شام غريبان...با مسود رفتيم يجا شمع روشن كنيم جفتمون پراز حس مثبت بوديم..باهم نذر كرديم امسال اگر خونه خودمون بوديم به بچه هاي كار و نيازمندا غذا عدس پلو بديم...ص...
مسود كوچولوي خودمممممم - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 19:08
يه سه روز با مسود و خونوادش رفتيم عروسي دخترعموي آقا مسودي...نميخوام جنبه هاي منفيه مسافرتو بگم دلم ميخواد جاهايي كه دلم براي مسود لرزيده رو بگم...اول از همه وقتي داشتيم براي جمابندون ميرفتيم بااون نگاهها و با اون چشاي شبطونش بهم ميفهموند چقد خوشگل شدم بعداز پاره شدنم زيپم تو عروسي زود رفت برام نخ و...

برچسب‌های مرتبط

بعد 14 سنة خدمة في ثانوي | بعد 14 يوم من الابرة التفجيرية | بعد 14 يوم من الدورة | شفاي زندگي | شفاي زندگي pdf | شفاي زندگي+لوئيز هي | دلنوشته های تنهایی | دلنوشته های زیبا | دلنوشته های عاشقانه | دلنوشته های غمگین